تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

می اَند سام وآن | ۱

    پارچه زمخت و زشتی که مدیر آموزشگاه «پرده» خطابش میکرد رو کنار زدم و بی توجه به ورودِ پُر سر و صدای همون سام وآن ، زل زدم به هوای دلگیر و ابری بیرون و از مولآنا گفتم براش... خودمم نمیدونم؛ برای هوای ابری خوندم..برای سام وآن..یا برایِ...برای خودم؟!

    _: من آنِ تو اَم... مرا به من بآز مَده...

    صدای نفس نفس زدن و اومدن چند ثانیه ای دیرِ دختری که صداش میکردیم «میس»! هنوز نیومده پالتوشو در آورد و با همون تونیکِ آستین سه ربعِ نفرت انگیزش گفت:

    هِیر ایز اینگیلیش کلس... اسپیک اینگیلیش...

    دور از چشمش، چشم چرخوندم توی چشمم و براش چِش غره رفتم... طبق معمول رفت بیرون تا آب بخوره و منم باز شعر مولانا جآنمو ریپـ... تکرار کردم.

    سام وان پوکر فیسانه نیگام کرد و نطق فارسیش با ورود همون تونیک آستین سه ربعی پوش تبدیل به یه نطق کآملا ادبی و زیبای انگلیسی شد:

    ناموسا مای مَوث واز اسموثد بیکاز آو یو...ایناف کن دیگه خواهرم...

    «میس» اخم کرد و گفت:

    مای سیستر

    من : =\

    سام وان : =\

    مای سیستر : =\


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 9 دي 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

آمار امروز چهار شنبه 26 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55475
  • تعداد مطالب :158529
  • بازدید امروز :81690
  • بازدید داخلی :2840
  • کاربران حاضر :100
  • رباتهای جستجوگر:404
  • همه حاضرین :504